تصميم دارم  در اين سي شب رمضان  سي مطلب بنويسم وبلاگ نويسي رمضان هم حالي دارد .يادش بخير سالها پيش افطار كه ميخورديم فكر اين بوديم كه برويم سر بها ر مسجد سفيد  يا مسجد انگجي بازار . يا وقتي كه تهران بوديم خدا خيرش بدهد آميزا سعيد ميرزايي را كه مسجدگردي راه مي انداختيم و نصف شبي بر ميگشتيم از مسجد  جامع چيذر گرفته تا قلهك و انصاريان و ارك.

حالا بعد افطار همين امشب رفتم مسجد ديدم كوي نشينان بي خبر بيرون مسجد از  معتكفين داخل مسجد بيشترند  نميدانم چرا . به شيخ مسجد شهر كمان گفتم حاج آقا عظم الله  اجورنا في مصاب مساجدنا  .فهميد شوخي مي كنم .علتش شايد همين تلوزيونها باشد يا چيز ديگر .

از چند شب پيش  هرروز تبليغ مي كنند كه سريال داريم  فيلم داريم حتي براي نصف شب برنامه داريم قرار است فلان خواننده بياييد . يا قرار است فلان هنرمند بياييد .

شايد بگويند بابا  جان مراجع تقليد در تلوزيو.ن  دارند قبل اين فيلمها سخنراني ميكنند  عرض مي كنم خوب بهتر  ولي مثل اينكه سياست گذاران صدا و سيما   تاثير صحبت مسجد و نفس كشيدن در مسجد را.نمي دانند..مساجد سنگرند  سنگر عقيده اند سنگر جهادند هر چيزي كه به تضعيف  اين سنگرها بيانجامد محكوم است.... تازه فيلمهاي تلوزيون هم چنگي بدل نميزنند  همه اش چرتا و پرتا.بجاي حل مسئله ايجاد مسئله مي كنند و مي روند حالا ما  نمي دانيم فرهنگ بيتا را كه  تلوزيون  معرفي كرده چگونه جمع كنيم .با يك روسري و يك عينك دودي  دخترك كلي كاسب است آب در دهان  يك نفر هم جاري شود صدا و سيما مقصر است . اين آقايان نمي فهمند كار فرهنگي كردن  مثل گور كندن با سوزن است .....

صحبت كردم با جابر در مورد منبر پدرم . از وقتي عمل جراحي كرده بود  منبر نرفته بود گفت اتفاقا امروز دو نوبت منبر رفته صحبت كرده خوب هم صحبت كرده

تا فردا شب