بساط درد یک درد مند
در بدو ورود این اطلاعیه را چندین بار دیدم که برروی دیوار ساختمان تاریخی ساعت چسبانده اند:

در هر صورت در داخل ساختمان راهم را بطرف موزه فرش کج کردم تابلوی مذکور را دیدم فرش خانه استاد شهریار را دیدم و کلی با کارشناسی که آنجا بود صحبت کردم.

اما داستان به اینجا ختم نشد هنگام خروج از موزه فرش در انتهای سالن در بزرگی بود که محل تشکیل جلسات شورای اسلامی شهر تبریز بود اتفاقا امروز هم جلسه داشتند همه جمع بودند.
در همان انتهای سالن یک نفررا دیدم که بساطی که حاوی نوشته و پرچم و عکس است پهن کرده است او کفن پوشیده بود بسیار متعجب شدم نزدیکتر رفتم قیافه اش برایم آشنا بود او را می شناختم او ایوب بود
سالها پیش در جریان انتخابات ریاست جمهوری او محل کارش را به ستاد مردمی محمود احمدی نژاد تبدیل کرده بود او یکی از سر سخت ترین حامیان دولت نهم در تبریز بود و در اکثر راه پیماییها پیشا پیش مردم نقش رهنمون را داشت. البته ماهها بود او را ندیده بودم ولی امروز که دیدم با زهم متوجه شدم که بر همان مرام گذشته و بر همان عقیده سابق ثابت قدم مانده است ولی او را بشدت رنجانده بودند محل کارش را که دکه فروش تنقلات است توسط شهرداری به محل نامعلومی منتقل شده و علی رغم نامه رسمی اداره میادین شهرداری ار تعیین محل جدید برای او خوداری میکند او چنین فکر میکند شاید دارد تاوان میدهد شاید کسی میخواهد اورا عمدا اذیت کند .

وقتی مرا دید بغض آلود از من خواست که این مسئله را منتقل کنم و من در حیرت یک شوک نا گهانی خود را سرزنش میکردم.
من به ایوب یاداوری کردم که سال گذشته نوشته ای را بر سر گرفته بودی که روی آن نوشته بود : ما فساد را تبعیض را ریشه کن خواهیم کرد .به او گفتم این شعارها هزینه هم دارد .یکی مثل تو اینجا هزینه میدهی آن یکی هم جور دیگر هزینه میدهد خود رییس جمهور هم هزینه میدهد ولی باید صبوری پیشه کرد و سیاست ورزی

انتخابات ریاست جمهوری خرداد 88 ایوب در دکه خود مشغول تبلیغ است

ایوب جلوی دکه خود در حال تبلیغ است البته دکه سابق خود . چون حالا
بی هیچ دلیلی دکه اش را به انبار شهر داری منتقل کرده اند.
او را از آنجا بیرون آوردم در راه صدایش بشدت می لرزید او دو ماه بو که دست خالی بخانه اش میرفت.
به گفتم کار چندانی جز نوشتن از دستم نمی آید شاید جناب استاندار یا فرماندار یا رییس جمهور عزیزمان دید و چاره ای اندیشید .
کار او با یک تماس با شهردار منطقه 8 تبریز شاید حل شدنی باشد شاید......