ما هم میلیونر شدیم

سالها بود که از تسهیلات بانکی استفاده نکرده بودم البته یکبار موقع ازدواج یک وام یک میلیونی گرفتم که فکر میکنم نامش کذاشته بودند تسهیلات ازدواج.خدا حفظش کند داییم ضامن ما شد و بقیه جریانها و بی پولی اوایل ازدواج عقب ماندن قسطها و تماسهای مکرر......
نمیدانم چه شد که بار دیگر تصمیم گرفتم از تسهیلا ت بانکی استفاده کنم اسم موسسه را برای اینکه تبلیغ نشود و نگویند که بخاطر همین تبلیغ وام گرفتی نمی آورم .این وامها داستانشان طولانی است قصه ضامن پیدا کردن قصه پر دردی است.خصوصا اینکه مثل من عدد کمی بالا باشد و بخواهند دو تا ضامن و سند ملکی نیز ببریم بگذاریم.حالا هر چه بادا باد امروز موفق شدم ضامنها را تحویل موسسه بدهم و طبق گفته مسول محترم شعبه تا 12 شهریور قرار است پول را به حساب بریزند .
هدف اصلی گرفتن وام معالجه فرزندم امیر حسین است .امیر حسین عزیزم در هفت ماهگی متاسفانه به علت برخورد یک لیوان به سرش و ورود تکه هایی از شیشه ها به قسمت پیشآنی دچار عارضه شد. البته آن زمان چندان آزمایشات نشان از ورود یا باقی ماند تکه های شیشه در سرش را نشان نمیداد اکنون که چهار سال گذشته تشخیص داده شده که موضوع بر روند فعالیتهای ذهنی ایشان تاثیر گذاشته و تاخیر در تکلم یکی از این علامتها می باشد .به امید خداوند بعد از ماه مبارک موضوع تمیز کردن وترمیم لایه های آسیب دیده انجام خواهد شد.
کار دیگری که میخواهم با این مبلغ بکنم دادن بدهیهایم می باشد .خیلی
بدهکارم اول از همه بخودم به برادرانم به پدرم به مادرم به خلیل عرفانی
...
انسانی که بدهیش را بدهد و بمیرد راحت می میرد سربلند می میرد بی منت می میرد.
کار دیگر سر و سامان دادن به شبکه اطلاع رسانی پاک جوان است و راه اندازی شرکتی که مراحل ثثبتش را طی می کنم.
مثل کودکان شده ام وقتی پدرشان پول میدهد میاید اینطرف به دوستش میگوید
قرار است چه کنم قرار است چه نکنم.حالا من نیز به کودکی خود برگشته ام به
کودکی سیاه و سفید خویش .به کودکی خالی از غزل و شعر خویش.بازگشته ام به
اصل خویش و شاید بهمین خاطر چند روزی است همه چیز را سیاه و سفید می بینم.