فکری به سوالات آن طرف هم بکنید؟
جمعه دعوت بودم حالا در عرض و طول این چند بیست سال یک بار دعوت به احسان شده ایم اول خواستم نروم گفتند بنده خدایی که از فامیلهای یکی از اخوان است از همسر دومشان صاحب اولاد ذکور شده اند و چون نذر کرده بودند احسانی کرده اند و قرار است به 700 نفر طعام بدهند تقریبا میشود کل مردان دهات ما...
حالا عرض نمیکنم که اگر این احسان طعام را میدادند یک یتیم خانه یا میدادند یک موضوع عام المنفعه چه میشد حالا دادند طعام برنج خورشت بخوریم بعد یکی دو ساعت بشود .....
حالا ...
ما هم رفتیم چه کنیم نمی شود اگر می ماندیم خانه کسی نبود رفتیم چشمتان روز بد نبیند هم اینکه نشستم یک نفر از این اهالی امد روبوسی و عرض ارادت و کجا بودی و اینها و گفت سوال دارم.
با خودم گفت وای ده ده اینها امروز مرا به پ ن پ می اندازند جور و ظلم شهرداری کم بود حالا اینها هم میخواند مرا ...... بکنند.
گفتم بپرس فرمود این کدام پیغمبری است که قبرش را خودش کنده بود.
باید خدمت عزیزتان عرض کنم من نه این سوال را شنیده بودم و نه جوابش را می دانستم در طول چندین سال دروس حوزوی و غیر حوزوی ندیده بودم جایی که پیغمبری قبر خودش را خودش بکند ندیده بودم.
عرض کردم:عزیزم شب اول قبر که آن طرف هستی و دستت از این طرف کوتاه است از تو می پرسند که
عمرت را در کدام راه صرف کردی مالت را به کجا دادی این پولها را که نصیب ورثه شده از کجا اوردی.
چرا دروغ گفتی چرا مواظب دهان چشمت نبودی و هزاران چراهای دیگر. ولی از تو نمی پرسند کدام پیامبری قبر خودش را خودش کنده بود برو فکری به حال آن سوالات آنطرفی بکن برو.....
شاید بد گفته باشم و بقولی از ملا پرسیدند عربی آش چه میشود گفت عربها آش نمی خورند پاسخ من هم شبیه این بوده شاید ولی خودمانیم خوب گفتم نه؟